خرید بک لینک
فقط می نویسم

چگونه شروع می شود قصه ای با نام خدا و یا با یکی بود و یکی نبود

اما میخواهم اینگونه آغازش کنم

یکی بود و دیگری هم آمد

تنها بود انگار گرگ به گله اش زده بود پریشان دلواپس

نگران

زندان کوچکی داشت گوشه اتاقش که با خود وزندان بانش

به خلوت می نشست و آرام آرام برایش درد دل می کرد.

گاهی بی هوا آسمانش بارانی و گاهی طوفانی می شد

و گاهی آنقدر بالا می رفت که زمین را زیر پا احساس

نمی کرد .

اما به یک باره به زمین می خورد و آرام تن رنجورش را تا

دفتر خاطراتش می کشاند

تا فقط بنویسد

یکی بود و دیگری هم آمد......

ادامه دارد.

برچسب: فقط مینویسم,فقط مي نويسم,فقط برای تو مینویسم,فقط از تو می نویسم, نویسنده: آتنا رحیمی تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 4:10

صفحه بندی