چه باید می نوشت
احساس میکرد که قلم و دفتر برای درد های او
کم بیاورند
میخواست شروع کند و بنویسد
اما بغض نمی گذاشت و فقط اشک می ریخت
زیر هق هق های نشسته به گلو گیر کرده بود حرفش
و نوشت
من
و دیگر هیچ ......
برچسب: ودیگر هیچ,دانلود فیلم ودیگر هیچ,دیگر هیچ,دیگر هیچ چیز مهم نیست,دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست,دیگر هیچ چیز خوشحالم نمیکند,دیگر هیچ مگو,دیگر هیچ چیز شیرین نیست,ديگر هيچ,عشق و دیگر هیچ,
نویسنده: آتنا رحیمی